آیا جدا شدن زجاجیه از چشم خطرناک است؟
آیا جدا شدن زجاجیه از چشم خطرناک است؟
مگس پران و جرقه در چشم
مگس پران در حقیقت سایه کدورتهای موجود در مایع زجاجیه چشم است که روی شبکیه میافتد و به صورت یک سایه تیره دیده میشود. این کدورتها ممکن است ناشی از چسبندگی و ضخیم شدن رشتههای زجاجیه ، جمع شدن سلولهای التهابی در زجاجیه ، خونریزی در داخل زجاجیه و یا پارگی و سوراخ شدگی شبکیه باشد. جرقه هم به معنای احساس وجود نور در میدان بینایی است، وقتی که در حقیقت محرک نوری وجود ندارد.
زجاجیه چیست؟
زجاجیه مایع ژله مانندی شفافی است شبیه سفیده تخم مرغ خام که بخش اعظمداخل کره چشم (از پشت عدسی تا روی شبکیه) را پر کرده است و به حفظ ساختمانکروی چشم کمک میکند و شبکیه را در جای خودش نگه میدارد. ساختمان زجاجیهاز یک شبکه اسفنجی متشکل از رشتههای خیلی ظریف ایجاد شده که مقادیر فراوانآب و مواد محلول را در خود جای داده و به آن حالت ژلهای بخشیده است.رشتههای موجود در زجاجیه در قسمتهای خارجیتر زجاجیه متراکمترند واتصالات نسبتاً محکمی به لایههای داخلی شبکیه دارند.
بعلت چسبندگی طبیعی زجاجیه به اطراف شبکیه، در هنگام بوجود آمدن مگسپران جدید یا دیدن جرقه نورانی، چشم باید مورد معاینه دقیق قرار گیرد تا ازعدم پارگی و سوراخ شدگی شبکیه مطمئن گردیم.
علت ایجاد مگس پران
مگسپران عارضه بسیار شایعی است و با گذشت سن شیوع آن افزایش مییابدبه طوریکه بیش از ۷۰- ۶۰% افراد بالای ۶۰ سال مگسپران را تجربه کردهاند. زجاجیه در سنین پایینتر قوام بشتری دارد. رشتههای موجود درزجاجیه در بچهها و افراد جوان معمولاً بسیار ظریف است و دیده نمیشود امابا بالا رفتن سن این رشتهها ضخیمتر میشوند و در بعضی جاها به هممیچسبند و باعث ایجاد کدورت میشوند که سایه این کدورت بر روی شبکیه بهصورت مگسپران احساس میشود. این تغییرات را افراد ممکن است بصورت اشکالمتحرکی شبیه مو و یا بال مگس (مگس پران) در میدان بینایی خودشان ببینند.خصوصا در موقع نگاه به یک زمینه سفید و روشن این اشکال بیشتر جلب توجهمیکند. به علاوه در بسیاری از افراد مسن بخشی از رشتههای محیطیزجاجیه که به شبکیه متصل بوده و از جای خود کنده میشود و به داخل بخشهایمرکزی زجاجیه میافتد. این حالت که آن را (جداشدگی خلفی زجاجیه) مینامند، شایعترین علت ایجاد مگسپران است. گاهی اوقات هم وجود التهاب داخل چشمی (یووئیت) سبب تجمعسلولهای التهابی در زجاجیه میشود که باعث ایجاد مگسپران میشود. یک علتدیگر مگسپران وجود خونریزی در داخل زجاجیه است. مثلاً در افراد مبتلا به دیابت ممکن است خونریزی خفیف چشمی ابتدا به صورت یک مگسپران دیده شود.
مگس پران در چه افرادی شایعتر است؟
مگسپران در افراد بالای ۶۰ سال ، افراد نزدیکبین ، افرادی که سابقه جراحی چشمی (بخصوص جراحی آب مروارید) دارند، افرادی که سابقه التهاب داخل چشمی (یووئیت) دارند، بیشتر دیده میشود.
جرقه
جرقه ممکن است به صورت خطوط درخشان صاعقه مانند یا به صورت اجسام ریزدرخشنده به نظر برسد. جرقه ممکن است فقط در یک نقطه خاص میدان بینایی دیدهشود و یا به صورت نقاط ریز متعدد در بخشی از میدان بینایی درآید. احساسدیدن جرقه معمولاً فقط چند ثانیه طول میکشد اما غالباً تکرار میشود.معمولاً در محیطهای تاریک جرقهها بیشتر تظاهر میکنند. به علاوه حرکاتناگهانی سر یا چشمها ممکن است باعث دیدن جرقه شود.
چرا جرقه ایجاد میشود؟
با افزایش سن رشتههای زجاجیه ضخیمتر میشوند و به هم چسبندگی پیدامیکنند. این چسبندگی رشتههای زجاجیه ممکن است باعث کشیده شدن پرده شبکیهگردد. از آنجا که پاسخ سلولهای شبکیه به محرکها بصورت درک نور است هر عاملیکه سلولهای شبکیه را تحریک کند در مغز به عنوان نور تفسیر میشود. به همینعلت وقتی شبکیه تحت کشش قرار گیرد جرقههای نوری دیده میشود.
آیا مگس پران و جرقه خطرناک است؟
بسیاری از افراد مدتها مگسپران داشتهاند و هیچ مشکل خاصی پیدانکردهاند. مگس پرانی که سالهای سال وجود داشته و تغییر خاصی پیدا نکردهاست معمولاً خطری ندارد. اما بروز مگس پران جدید میتواند ناشی از مشکلاتجدی چشمی باشد. البته شایعترین علت بروز مگس پران جدید (جداشدگی زجاجیهخلفی) است که به خودی خود خطری ندارد، اما گاهی اوقات در حین جدا شدنزجاجیه بخشی از شبکیه نیز همراه با آن کنده میشود و باعث ایجاد سوراخ یاپارگی در پرده شبکیه میشود که میتواند سبب جدا شدن پرده شبکیه و مشکلاتشدید بینایی شود.
پس احساس مگسپران در موارد زیر باید حتماً توسط چشم پزشک بررسی شود:مگسپرانی که جدیداً ایجاد شده است (حتی اگر پس از چند هفته خود به خود برطرف شده باشد) مگسپران قدیمی که جدیداً بزرگتر شده یا تغییر دیگری پیدا کرده است. مگسپران همراه با جرقه (حتی اگر پس از چند روز جرقه خود به خود برطرف شده باشد) مگسپران همراه با کم شدن یا تاری دید یا احساس وجود پرده در جلویچشم (این علامت بسیار مهم است و ممکن است ناشی از کنده شدن بخشی از شبکیهباشد که به درمان فوری نیاز دارد) دیدن جرقه حتی اگر با هیچ مشکل چشمی دیگری همراه نباشد و پس از چند روز خودبهخود بهبود پیدا کرده باشد. وجودجرقه معمولاً ناشی از کشش و تحریک شبکیه است، بنابراین در افرادی کهاخیراً دچار جرقه شدهاند احتمال ایجاد پارگی در پرده شبکیه وجود دارد. یک نکته مهم آن است که جرقه حتی اگر با پارگی شبکیه همراه باشدمعمولاً پس از چند روز تا چند هفته خود به خود از بین میرود. مگسپران همحتی در صورت همراهی با پارگی شبکیه پس از چند هفته کوچک میشود. بنابرایندر افرادی که جرقه یا مگسپران جدید ایجاد شده حتی اگر خود به خود خوب شدهباشد لازم است معاینه کامل چشم انجام شود.
تشخیص
تشخیص علت ایجاد جرقه و مگسپران بدون معاینه دقیق چشم پزشکیامکانپذیر نیست بنابراین لازم است تمام افرادی که دچار جرقه هستند و یامگسپران جدید پیدا کردهاند حتماً توسط چشمپزشک معاینه شوند. برای انجاممعاینه ابتدا مردمک با استفاده از قطرههای مخصوص باز میشود و سپس بااستفاده از لنزها و وسایل مخصوص زجاجیه و شبکیه معاینه میشود. در صورتی کهدر معاینه هیچ مشکلی به جزء (جداشدگی زجاجیه خلفی) وجود نداشته باشد وشبکیه سالم باشد، معمولاً خطری وجود ندارد و اقدام خاصی لازم نیست اما درمواردی که آسیبی به پرده شبکیه وارد شده باشد یا خونریزی یا التهاب داخلچشمی وجود داشته باشد باید درمان انجام شود. گاهی با یک نوبت معاینه نمیتوان علت دقیق مگسپران را تشخیصداد. در این حالت معمولاً لازم است معاینه در فواصل ۲-۳ هفته یک بار تکرارشود تا زمانی که مطمئن شویم علت خطرناکی وجود ندارد.
آیا جرقه و یا مگسپران قابل درمان است؟
مگسپران معمولاً علت خطرناکی ندارد و نیازی به درمان ندارد. در اکثرموارد پس از چند هفته تا چند ماه مگسپران به تدریج کوچک میشود و فرد نیزعادت میکند که آن را ندیده بگیرد. اما در مواردی که مگسپران با سوراخ یاپارگی پرده شبکیه همراه باشد، ممکن است نیاز به اقدامات درمانی مثل لیزر یاعمل جراحی برای جلوگیری از پارگی پرده شبکیه وجود داشته باشد. جرقه نیز درصورتی که علت خطرناکی نداشته باشد پس از چند روز تا چند هفته برطرف میشودو نیاز به درمان ندارد.
علل غیر چشمی جرقه
افرادی که میگرندارند اغلب نوع دیگری از جرقه را تجربه میکنند. این جرقهها به صورت خطوطزیگزاگی لرزان یا نقاط بزرگ شونده دیده میشود. معمولاً این جرقهها ابتدادر وسط میدان بینایی ظاهر میگردد (یعنی روبروی فرد دیده میشود) و در عرض۱۵ تا ۲۰ دقیقه به تدریج به کنارههای میدان بینایی کشیده شده، کمکم محومیگردد. پس از آن سردردشروع میشود که معمولاً یک طرفه و ضرباندار است. البته در بعضی از افرادفقط جرقه تظاهر میکند و سردرد اتفاق نمیافتد. این حالت را میگرن چشمیمیگویند. یک نکته مهم آن است که جرقه ناشی از میگرن همزمان در هر دو چشمدیده میشود اما جرقه ناشی از مشکلات چشمی فقط در چشم مبتلا تظاهر میکند.
یک علت دیگر جرقه برخورد یا ضربه ناگهانی به سر است. برخورد هر ضربهناگهانی به سر ممکن است باعث شود که فرد تا چند ثانیه جرقههای درخشان کوچکببیند یا اصطلاحاً برق از چشمش بپرد.
آیا جدا شدن زجاجیه از چشم خطرناک است؟
آیا جدا شدن زجاجیه از چشم خطرناک است؟
جدا شدن زجاجیه به خودی خود بی خطر است و تاثیری در دید ندارد، هر چندکه به طور معمول اجسام شناور یعنی قطعات بافت شناور زجاجیه وقتی جدامیشوند با برق نور و یا فلوتر زیادی همراه هستند، جداشدگی زجاجیه نشان میدهد، که چشم نیاز به درمان فوری دارد
مروري بر تركيب شيميايي زجاجيه و اينكه پيري چگونه باعث جدا شدن زجاجيه ازپرده شبكيه و اعصاب بينايي مي شود .آشنايي با علائم حاد جدا شدن زجاجيه و علت بوجود آمدن مگس پران و سايه هايي كه در ميدان ديد ظاهر مي شوند .چگونگي و مديريت تشخيص علائم جدا شدن زجاجيه از طريق آزمايشاتي كه از چشم بعمل مي آيد.
مرور :
جدا شدن حادزجاجيه كه آن را : Acute posterior vitreous detachment (PVD) مي نامنديكي از علل شايع بروز مگس پران و ايجاد جرقه د رچشم است . بيماراني كهاينگونه علائم را در چشم خود تجربه مي كنند دچار ترس و وحشت مي شوند و اغلبهم وقتي به پزشك مراجعه مي كند پزشك هنگام معاينه به يافته هاي كم ياغير قابل توصيفي بر خورد مي كند .
بيماراني كه دچارpvd شده اند اغلب در خطر جدا شدن و پارگي شبكيه و از دست دادن بينايي خودمواجه هستند. در اين مقاله مولف به بحث و بررسي و ارزيابي علل ايجاد جرقه ومگش پرانه يك جانبه ( معمولا در يك چشم ) مي پردازد . مقاله بسيار جديد ومربوط به شال ۲۰۰۵ است :
مقاله :
احساس ناگهانيجرقه در چشم يا ديدن اشيايي كه تويسط چشم ديده مي شوند ولي عملا در محيطپيرامون وجود ندارند علامتي هشدار دهنده است تا بسرعت اقدامات اوليه پزشكيدر مركز فوريت هاي پزشكي براي مقابله با آن بعمل آيد . هر گاه بروز اينعلائم بدليل جدا شدن زجاجيه باشد معمولا در ازمايشات چشم پزشكي يا خودش رانشان نمي دهد يا نشانه هاي مبهمي از خود بروز مي دهد بطوريكه تشخيص اين التعملا براي دكتر مشكل مي شود و در اين حالت تعامل و همكاري بين بيمار ودكتر مي توان باعث شود كه ديگر نيازي به مطالعات نوروراديولوژي نباشد .
اگر چه طف وسيعياز بيماريها مي توانند باعث توهم هاي بينايي و ديدن تصاوير مبهم شود تشخيصافتراقي بين اين موارد مي تواند منجر به تشخيص درست علت اين مشكلات در چشمشود .
جدا شدن حاد زجاجيه يكي از علل رايج بروز اينگونه توهم هاي تصويري است .
Pathophysiologic factors
عوامل پاتوفيزيولوژيك :
زجاجيه كه ۸۰%حجم كره چشمي را در بر مي گيرد فضاي بين عدسي و پرده شبكيه را پر كرده است .و خواص فيزيكي و شيميايي شبيه يك ژل دارد . بخش عمده اي از ان را آب تشكيلمي دهد و شامل : مقادير مختلف از نمك هاي مختلف پروتئين هاي محلول ، گليكوپروتئين ، و گليكو سامينو گليسين ( كه عمدتا اسيد هيالورونيك است ) ميباشد . و اين محلول با بافتي از الياف كلاژن به صورت شبكيه اي به هم تنيدهشده است .
شاختمان زجاجيهبه گونه اي است كه حداقل ميزان پراكندگي را در نور عبوري به چشم ايجاد ميكند بجز تعداد اندكي ماكروفاژها ي خاص كه هيالوسيت hyalocytes ناميده ميشوند ميزان كمي هم ذرات تك سلولي كه از هيالوئيد زمان جنيني در سيستمعروقي مانده اند ممكن است بطور طبيعي در زجاجيه پيدا شوند . و عامل يكسري اجسام معلق floater در زجاجيه هستند . زجاجيه بطور طبيعي به قسمتهايياز شبيكه چسبيده است اين چسبندگي به بعضي از عروق شطحي شبكيه هم وجود دارد .
رايج ترينناهنجاري كه در زجاجيه بوجود مي آيد تبديل شدن آن از حالت ژله اي به حالتمايع است كه آن را synersise مي نامند . تعدادي از عوامل از جمله : نزديكبيني شديد و تورم مي توانندباعث مي توانند باعث اين امر شوند . اين امرهمچنين مي تواند از عواقب پيري نيز باشد يعني با بالا رفتن سن زجاجيه حالتژله اي خود را از دست مي دهد وقتي اين حالت آبكي شدن زجاجيه پيش مي آيد نميتواند حالت خود را حفظ كند . هر چند سازو كار دقيق synersise معلوم نشدهاست ولي اين فرآيند در ارتباط با جدا شدن سطح زجاجيه از محلي كه به صفحهنوري شبكيه پيوسته است مي باشد . علائم اوليه جدا شدن و فروپاشي بخش پشتيزجاجيه و جدا شدن آن از ماكولا در ميانسالي اتفاق مي افتد . تقريبا دو سوماشخاص در سن ۶۵ سالگي و بالاتر دچار pvd مي شوند .
Optical basis for floaters
علت بوجود آمدن مگس پران در جلوي چشم :
مگس پران در .اقعسايه ذرات موجود در زجاجيه است كه بر روي شبكيه مي افتد . بستگي بهاندازه و تراكم ذرات كدر موجود در زجاجيه ، فاصله اي كه با شبكيه دارند ،ميزان باز بودن مردمك و زمينه اي كه به آن نگاه كرده مي شود ، بيمارانمختلف درك متفاوتي از اين مگس پران ها دارند. هر چقدر اين ذرات كدر بهشبكيه نزديك تر باشند سايه بزرگتري را بر روي شبكيه مي اندازند . حركت كرهچشم باعث چرخش مايع زجاجيه مي شود و موقعيت اين ذرات معلق در زجاجيه هممرتب تغيير مي كند و به همين دليل سايه هايي كه از انها بر رو ي شبكيه ميافتد به پيروي از ان مدام در حال تغيير است .
كوشش هاي ما بريامتمركز كردن ديد مان بر روي اين مگس پران ها بي حاصل باقي مي ماند چونحركت دائم انها مانع از دستيابي به آنها مي شود درست مثل سايه كه مدام باما حركت مي كند اين ذرات هم در يك محلل ثابت نمي مانند . هنگاميكه كدورتموجود در زجاجيه در جلوي محور چرخش چشمي قرار گرفته است حركت اين ذرات درخلاف جهت مسيري است كه به آن خيره شده ايم ؛ وقتي كدورت در پشت اين محورواقع شده باشد حركت اين نقاط معلق در جهت مسيري است كه به آن خيره شده ايم .هر چقد ركه مردمك چشم بيشتر باز شود يعني قطر آن افزايش يابد سايه ذراتمزبور كوچكتر مي شود . ( شايد به همين علت است كه در شب كه مردمك چشم نسبتبه روز خيلي گشاد تر است مشكل مگس پران ها اصلا به چشم نمي خورد ) به همينجهت هم هست كه بعد از ريختن داروهاي گشاد كننده مردمك pharmacologicmydriasis اين ذرات معلق ديگر ديده نمي شوند.
ذرات معلق و مگسپران ها بيشتر هنگامي به چشم مي آيند كه ما به زمينه اي يكدست خيره مي شويممثلا هنگاميكه به آسمان آبي و روشن نگاه مي كنيم يا هنگاميه به يك ديوارسفيد خيره مي شويم . الگوهاي احساس اجسامي كه بدليل وجود كدورت هايي درزجاجچيه دي جلوي چشمان امان مي بينيم كاملا اختصاصي هستند و به اساني با انچيزهايي كه در اثر توهم و نظاير ان ممكن است ديده شود كاملا متفاوت است .
Clinical history سوابق باليني :
جدا شدن ناگهانيزجاجيه از شبكيه و ديسك نوري چشم با بروز جرقه هاي در ميدان ديد شخص ؛شروع مي شود و متعاقب آن بوجود آمدن ذرات معلق بيشتري در زمينه ديد ايجادمي شوند .
( در اين حالتشخص احساس مي كند رشته هايي در حال باز شدن و تغيير شكل در چشمش بوجود امدهاست كه رد برترين حالت و بعد از اينكه بخشي از سلولهاي خوني وارد زجاجيهشوند ممكن است بطور كامل ديد او را تار كند يا به شكل خفيف تر هنگاميه ازخواب بيدار مي شئود به يكباره مي بيند كه دهها هزار نقطه خيلي ريز تمامميدان ديد او را پوشانده اند اين چيزي بوده است كه من خودم بعد از جدا شدنزجاجيه و پارگي خفيفي كه در بخشي از شبكيه چشم راست ام بوجود امد تجربهكرده ام صبح روزي كه نارحتي چشم داشتم و دكترها طبق معمول قادر به تسخيصنشده بودند ع به يكباره دهها هزار نقطه ريز را در جلوي چشمانم حس كردم كه دراين حالت خودم فهميدم كه مشكل جدي است ولي چند روز طول كشيد تا ايندكترهاي بيسواد را متقاعد كردم كه واقعا مشكل من از جدي هم گذشته است ووخيم شده است و اگر نبود مراجعه به دكتر فرهي در اهواز و راهنامايي هايارزشمند او حالا از داشتن يك چشم محروم بودم بازهم گلي به جمال دكترهاي درسخوانده درزمان رژيم شاه . )
لكه هاي نورانيكه در جلو چشم ظاهر مي شوند جهت عمودي دارند و با پلك زدن و حركت سريع چشم ،وضعيت انها بدتر مي شود و ناراحتي شخص را بيشتر مي كنند هر چند اين حالتهيچ دردي ندارد .
توجيه اين حالتبدين گونه است كه تعداد بيشماري از گلبولهاي قرمز خون سلولهاي رنگدانه اي وگرانولهاي رنگي ( كه ازاپي تليوم رنگدانه هاي شبكيه جدا شده اند ) واردزجاجيه مي شوند .
Ocular examination
معاينه چشمي :
بيماراني كه جرقههايي بطور يك جانبه در يكي از چشمهايشان دارند نياز به معاينه اي دارند كهشامل اندازه گيري ميزان تيز بيني و تست واكنش مردمك ، بيو ميكروسكوپي بالامپ اسليت confrontation fields =
و يافته هايي كه از طريق گشاد كردن مردمك و ديدن چشم با افتالموسكوپ غير مستقيم و ميزان تحت فشار قرار گرفتن صلبيه بدست ميآيد.
از طريق معاينه دقيق با افتالمويكوپ مي توان جدا شدن زجاجيه از شبكيه را تشخيص داد .
( كاري كه خانمدكتر شهبازي در ممكو نتوانست انجام دهد و با شك و ترديد : نوشت مشكوك بهpvd است ولي دكتر فرهي در اهواز بعد از چند دقيقه معاينه با قطعيت تشخيصداد و روش معالجه آن را هم بيان كرد هر چند روشي كه او پيشنهاد كرده بودروشي قديمي بود scleral buckling كه مهار كردن اطراف صلبيه با با يكتسمه است تا بدين طريق كره چشم تحت فشار قرار گيرد و پرده شبكيه به جايخودش بچسبد و پارگي ان ترميم پيدا كند كه روشي دردناك و وقت گير است نيازبه بيهوشي عمومي يا موضعي دارد و آسيبي كه به چشم وارد مي كند زياداستدرعوض در حال حاضر تكنيك هاي بسيار جديدتري با استفاده از ليزر و كرايوسرجري cryosurgery در بافت چشم ايجاد التهاب مي كنند و همين امر باعث جوشخوردن و ترميم شبيكه مي شود .
هر دو روش وخصوصا روش كرايو با درد زيادي همراه است ولي نتيجه آن كاملا رضايت بخش استدر اين حالت روش ليزر ارجحيت دارد چون آيب كمتري به چشم مي زند و زمانريكاوري آن كوتاه تر است ولي در مواردي كه پارگي در گوشه ها يا ناحيه اياز شبيكه است كه از طريق اشعه ليزر دشترسي به آن امكان پذير نيست مي تواناز روش جراحي انجمادي بصورت مشتقل يا بعنوان مكملي بريا جراحي ليزر استفادهكرد كاري كه در مورد خود من انجام دادند و بعد از انجام دو مرحله جراحيليزر بخشي از شبكيه كه هنوز سوراخي در آن وجود داشت از طريق جراحي كرايومورد ترميم قرار گرفت و اكنون كه بيش از يك سال از آن ماجرا مي گذرد وضعيتچشم من به لطف خدا خوب است و اميدوارم نه براي من و نه براي هيچكس ديگريمشكلاتي از اين دست بوجود نيايد . )
بيچاره تقصيرنداشت بيش از ۲۵ سال است كه از تكنولوژي روز دنيا بي اطلاع مانده است ماكه دراينجا به اطلاعات روز دنيا دسترسي نداريم يك اينترنتي آمده ان هم هزار جور مانع و فيلتر و محدوديت روي آن گذاشته اند اطلاعات هم كه عمدتا غيرفارسي است كه پزشكان خيلي با سواد ما نمي دانم وقت استفاده از ان راندارند يا بلد نيستند با كامپيوتر كار كنند و يا اصلا زبان انگليسي اشان دران حد نيست كه مطالعه كنن و يا شايد هم همه اين موارد با هم باشد ! )
اين بافت بسيارحساس از نظر شكل و قيافه و نوع پيوستگي بسيار متنوع است . مثلا بخش پشتيآن كه به ديسك نوري چشم متصل است بصورت حلقوي به اين پرده چسبيده است درحالتي كه جدايي زجاجيه بصورت كامل از پرده شبكيه اتفاق افتاده باشد معمولاعلامتي از تورم مشاهده نمي شود . وجود گلبولهاي قرمز خون در زجاجيه حاكي ازان است كه عروق شبكيه دچار آسيب شده اند . وجود ملانين هاي سلولي يا آزادكه آنها را بنام : غبار تنباكو = “tobacco dust مي شناسيم نشان دهندهاين است كه پارگي در بخش هاي ضخيم تر شبكيه اتفاق افتاده است ( و در واقعمشكل جدي است )
Prognosis
پيش آگهي :
بين ۱۵% تا ۳۰%كه نشانه هايي از جدا شدن زجاجيه در آنها مشاهده شده است دچار حفره ياپارگي در پرده شبكيه نيز شده اند كه در اولين معاينه آنها قابل تسخيص است .توصيه مي شودكه دراين موارد اقدامات پيشگيرانه براي مداواي پارگي بعمل آيدچون اين موضوع ارتباط كامل با بينايي شخص دارد و ممكن است باعث از دسترفتن بينايي شود . ( دكتر اورژانس بيمارستان ممكو خانم معصومي بعد ازاينكه پزشك عمومي كلينيك ممكو مرا جهت بستري شدن به او معرفي كرده بود ضمنبي اهميت خواندن موضو ع گفت اصلا نيازي به بستري شدن نداريد و مرا روانهخانه كرد و من هم از همه جا بيخبر عصر حتي به استخر و سونا هم رفتم قافل ازاينكه درآن شرايط بايد حداقل حركت را انجام ميدادم و نتيجه آن شد كه فرداكه از خواب بيدار شدم وضع چشمم بدتر شده بود . اين خانم به اصطلاح دكتر كهتمام مدتي كه آنجا بودم در مورد مدلهاي مختلف موبايل نوكيا با بقيههمكارانش بحث و گفتگو مي كرد اينقدر در خودش احساس مسئوليت نداشت كه مرابستري كندديا در زمينه اي كه اطلاعي ندارد اظهار نظر نكند تازه يك بار دگيرهم كه مدتها بعد مشكلي چشمي برايم پيش آمد با وجديكه من سابقه اين ناراحتيرا داشتم از اعزام من به تهران خودداري كرد و گفت هر مشكل كوچكي !! را كهنبايد مورد اقدام قرا داد … حيف از ان همه حقوقي كه به ناحق مي گيرد و درقبال آن كاري انجام نمي دهد از اينجور آدمهاي مفت خور و انگل و بيسواد درجامعه ما به وفور پيدا مي شوند فقط منحصر به كادر پزشكي و بيمارستان ۲۰۰تختخوابي ممكو ! بعضي دكترهاي پر فيس و افاده و بيسواد ان هم نمي شود )بپردازيم به بقيه داستان :
هر گاه جدا شدنزجاجيه توام با پديد آمدن ذرات ابر مانند شامل گلبولهاي قرمز و رندگدانههاي جدا شده از شبكيه و… در ميدان ديد باشد در اين صورت خطر پارگي شديدترشبكيه وجود دارد (چون گاهي زجاجيه بطور كامل از شبكيه جدا نمي شود و در بخشهايي همچنان به شبكيه ، چسبيده باقي مي ماند و همني امر باعث مي شود كهشبكيه را با خود بكشد و پارگي كاه به شكل نعل اسب در آن ايجاد كند )
بيماراني كهنشانه اي از پارگي و ايجاد سوراخ در شبكيه آنها مشاهده نشده است لازم استكه به آنها گفته شود كه علائم پارگي شبكيه چيست تا در صورت بروز اين اتفاقبتوانند سريعا اقدام كنند .
هر گاه جدا شدن زجاجيه اتفاق افتاده باشد بايد بيمار را بلافاصله به دكتر براي مداوا ارجاع داد .هر گاه پارگي شبكيه ،علائم خونريزي در زجاجيه و يا وجود سلولهاي رنگدانه اي در چشم تشخيص دادهشد بايد بلافاصله بايد فرض را بر جدا شدن زجاجيه گذاشت و بيمار را برا يانجام اقدامات پيشگيرانه و مداواي بخش پاره شده شبكيه به بيمارستان فرستادتا كارهيا مورد نياز ر روي او انجام گيرد .هر گاه معاينه نشان داد كهضايعاتي از شبكيه در زجاجيه وارد شده است بايد بيمار را در مورد علائمپارگي شبكيه و جدا شدن زجاجيه آگاه كرد ( علائمي از قبيل : افزايش ميزانمگس پران ها در چشم يا جرقه زدن چشم و يا كاهش ميدان ديد كناري يا مركزي ) واينكه چگوهه هر يك از اين علائم نياز به مراجعه به چشم پزشك و پيگيريتوسط او دارد . د راين حالت لازم هر ۵ تا ۶ هفته يكبار چشم مورد معاينهقرار بگيردتا مبادا دچار پارگي شبكيه شده باشد .( در اينجا اكثر دكترها گاهي مريض را آدم حساب نمي كنند تا بخواهند با او در مودر بيماري اش حرفبزنند و يا خيلي از دكترها فكر مي كنند چون مردم عادي اطلاعي از مطالبپزشكي ندارند و د راين زمينه تحصيلاتي ندارند صحبيت كردن با آنها دراينمورد بي حاصل است ! در صورتيكه چنين موضعي واقعيت ندارد و حتي اگر در گذشتهوجود داشته اسا امروزه به دليل بالا رفتن سطح سواد مردم و از همه مهم ترآمدن اينترنت اين مسئله منتفي است چون الان سايت هاي فراواني از جمله همينسايتي كه اين مطالب را از ان ترجمه مي كنم آخرين دشتاوردها و اطلاعاتتخصصي را حتي بدون اينكه جنبه تبليغاتي داشته باشد و صرفا براي آگاهي دراختيار ما قرار داده است و الان طوري شده كه به گفته : مريض ها گاهي بر سربيماري اشان با دكترها بحث مي كنند و اتفاقا حق هم با مريض است چون اواخرين يافته هاي پزشكي را روي اينترنت خوانده است موضوعي كه خيلي از پزشكانحتي فرصت مطالعه ان را هم ندارند كه اين البته مربوط به امريكا ست ولي درهمين ايران هم وقتي ما در رشته الكترونيك دانشگاه قبول شديم رتبه آن وارزش قبولي آن خيلي بيشتر آن رشته پزشكي است كه حالا اين همه بري خودشانكلاس مي گذارند .كاش ما هم پزشكي خوانده بوديم .
هر گاه بيمارنشانه هايي از جدا شدن پشتي زجاجيه اما معاينات كافي روي انجان نگرفته استبايد هر چه زودتر بيمار را به يك چشم پزشك ارجاع داد تا با افتالموسكوپ وگشاد كردن مردمك چشم آزمايشات دقيقي از بيمار بعمل آورد . جدول زماني وزمان مناسب راي اين كار را با همكاري خود بيمار برايش در نظر بگيريد . كهبستگي به هر شخص مي تواند متفاوت باشد .